|
كربلا يعني تولّا داشتن * * * مهر حيدر عشق
زهرا داشتن
كربلا يعني اطاعت از امام * * * گه به حكم او
نشستن گه
قيام
كربلا يعني تحول در وجود * * * جامه زهد و حيا
را تار و پود
كربلا يعني به حق واصل شدن * * * يار حق، دشمن
باطل شدن
كربلا يعني كتاب عشق حق * * * از الف تا ياي
او سرمشق حق
كربلا يعني كه انسي با نماز * * * روي بر
درگاه ربّ بي
نياز
كربلا يعني كه خون آب وضو * * * با خدا بي
واسطه در گفت
وگو
كربلا يعني هميشه مكتبي * * * تو حسيني، خواهر
تو زينبي
كربلا يعني سراپا جان شدن * * * در مناي عاشقي
قربان شدن
كربلا يعني سر و جان باختن * * * پل به معراج
شرافت ساختن
كربلا يعني كه عاشوراي خون * * * موسم انا
عليه
الراجعون
كربلا يعني گل احمر شدن * * * روي دست باغبان
پرپر شدن
كربلا يعني هم آغوش عجل * * * تلخي مرگش نكوتر
از عسل
كربلا يعني بهار تشنگي * * * شعله ور دل از
شرار تشنگي
كربلا يعني چو گل افروختن * * * پيش آب از
تشنه كامي
سوختن
كربلا يعني فغان و زمزمه * * * خنجر و هنجر
نگاه فاطمه
كربلا يعني قلم يعني كتاب * * * پيكر قرآن و
زخم بي حساب
كربلا يعني سراپا عشق و شور * * * گه به نيزه،
گاه در كنج
تنور
كربلا يعني كه حق در سلسله * * * پاسخ اشك
يتيمان هلهله
كربلا يعني شب و اخت الامام * * * در نماز،
اما نماز بي
قيام
كربلا يعني كه در بازارها * * * كعبه اما كعبه
آزارها
كربلا يعني كه آيات حكيم * * * يك زن و هفتاد
و دو داغ
عظيم
زن مگو زهراي ثاني بود او * * * در حسين خويش
فاني بود او
يك شب بي نافله زينب نداشت * * * غير ذكر يا
حسين بر لب
نداشت
|